|
مطلب مهمي كه شايان توجه است ، اين است كه نهضت امام راحل (رض) تداوم قيام جهاني حسين بن علي (ع) است و همان راهي را طي كرده كه سالار شهيدان (ع) پيمود .
براي اينكه به خوبي روشن شود اين نهضت امام راحل ، تداوم همان نهضت كربلاست ؛ بايد سخنان رسول گرامي و سخنان اميرالمؤمنين و همچنين سخنان سيّد شهداء (عليهم السّلام) روشن شود ،سپس بر قرآن كريم عرضه بشود ، ببينيم پيام ذات أقدس له در قرآن كريم چيست ؛ آنگاه روشن مي شود كه اصل چنين نهضتي ضروري و لازم بود و سرّ موفقيّت امام (ره) هم همان سرّ موفقيّت سالار شهيدان ، حسين بن علي بود .
عناصر چهار گانه نهضت كربلا ، متبلور در بيان نبوي (ص)
عنصر اوّل : انجام هر كار ، فقط براي اطاعت فرامين الهي
4 جمله نوراني از رسول گرامي نقل شده است كه اين عناصر 4 گانه در نهضت كربلا و همچنين سنّت و سيرت اهل بيت (عليهم السّلام) روشن و جاري است . عنصر اوّل سخنان رسول اكرم اين است كه فرمود : من اصبح م ن امّت ي و ه مّته غير الله فليس م ن الله(1). اگر كسي هدفش خدا نباشد ، او ارتباطي با خدا نخواهد داشت . اگر كسي صبح كند ، براي آنكه زندگي خود را تأمين كند ؛ چنين شخصي الهي نخواهد شد و اگر كسي صبح كند براي اينكه درس بخواند ، چنين كسي الهي نخواهد شد و اگر كسي صبح كند به اين قصد كه كاري انجام بدهد ؛ چنين كسي الهي نخواهد شد . ولي اگر كسي صبح كند به اين قصد كه ببيند خدا از او چه خواسته و همان كار را صحيحاً براي خدا انجام دهد ، چنين عنصري الهي است .
عنصر دوّم : اهتمام به حل مشكلات مسلمين
عنصر دوّم اين است : من اصبح و لم يهتم ب امور المسل مين فليس ب مسل م(2). اگر كسي صبح كرد امابراي حل مشكل جامعه اسلامي قدم بر نداشت ؛ او در قلمرو مسلمين نيست ، جزء مسلمانها محسوب نخواهد شد . وقتي جزء امت اسلامي است كه به فكر حل مشكلات جامعه اسلامي صبح كند .
عنصر سوّم : حل مشكلات همه افراد ، حتّي غير مسلمانان
اصل سوّم آن است ، فرمود : من سم ع رجلاً يناد ي يا للمسل مين و لم يج به فليس ب مسل م (3). اگر كسي صبح كرد و به اين فكر نبود كه انساني را از مشكلي برهاند ، ولو آن انسان، مسلمان نباشد ؛ چنين كسي مسلم نيست ! مسلمان آن است كه به فكر حل مشكل انسان ديگر باشد ؛ خواه آن انسان ديگر، مسلمان باشد ، يا نه . اگر بي پناهي از مسلمين پناه خواست ، اگر صاحب مشكلي از جامعه اسلامي حل مشكل رامسألت كرد و جامعه اسلامي به فكر حل مشكل او نبود ، چنين جامعه اي مسلمان نيست . گرفتاري هرانسان گرفتار را كه در راه صحيح گرفتار شده ، بايد بر طرف كرد ؛ ولو آن شخص مسلمان نباشد .
عنصر چهارم : دوري از ذلّت ، و عدم تسليم شدن در برابر ظلم
اصل چهارم از بيانات نوراني رسول گرامي اين است : من اقرّ ب الذّل طائ عاً فليس م نّا اهل الب يت (4). اگر كسي تن به ذلّت داد ، تسليم ظالم شد ، ظلمي را امضاء كرد؛ چنين كسي از خاندان ما پيغمبر جداست و به خاندان ما مرتبط نيست . اين عناصر چهار گانه ؛ بخشي مربوط به رابطه انسان است با خدا ، بخشي مربوط به رابطه انسان است با جوامع انساني و اسلامي و بخشي مربوط به رابطه انسان است با حكومت ها و دولت ها .يعني اينكه ما در برابر خدا چه كنيم ، ما در برابر مردم چه كنيم ، ما در برابر قدرت هاي حاكم چه كنيم .
گرچه اين حديث نوراني كه از رسول گرامي نقل شده ، چند عنصر و اصل را تفهيم مي كند ؛ ولي همه اين اصول زير مجموعه يك اصل قرار دارد . همانطوري كه در نظام آفرينش همه موجودها را خدا آفريد ، در اصول تعليم و تربيت هم همه مسائل حقوقي ، فقهي و مانند آن بايد به توحيد بر گردد . يعني اگر اصل اوّل مي گويد : رابطه بنده با خدا بايد رابطه توحيد ناب و خالص باشد ، اصل دوّم مي گويد : رابطه مسلمان با جامعه اسلامي بايد رابطه گره گشائي باشد ، اصل سوّم مي گويد : رابطه مسلمان با جامعه انساني أعم از مسلم و غير مسلمان بايد حل مشكل باشد ؛ اين بخش ها همگي بايد در پرتو توحيد باشد .
يعني آن كسي كه براي خدا به فكر حل مشكلات جامعه اسلامي است ، آنكه براي خدا به فكر حل مشكل جامعه انساني است ؛ أعم از مسلمان و غير مسلمان ؛ چنين كسي ارتباطش ، ارتباط الهي است . آن عنصر چهارم هم همين است ؛ اگر كسي با قدرت ها و حكومت هاي جبار و ظالم به مبارزه برخاست ، براي رضاي خدا ؛ چنين شخصي الهي است . پس همانطوري كه در نظام تكوين همه موجودات زير مجموعه آفرينش خداست ؛ در مسائل فقهي، اخلاقي ، حقوقي و مانند آن همه اصول فقهي و تربيتي زير مجموعه « توحيد» است .
سالار شهيدان ، حسين بن علي بن أبيطالب اين عناصر چهار گانه را به خوبي شناخت ، باور كرد ، فهميد و ايمان آورد و اجرا كرد . امام راحل هم كه شاگرد آن مكتب است ، به شرح ايضاً . يعني مسأله توحيد براي او خوب حل شد ؛ مسأله توجه به جامعه اسلامي براي او خوب روشن شد ؛ مسأله حل مشكلات جامعه انساني ، أعم از مسلم و غير مسلم براي او خوب بيان شد ؛ مسأله مبارزه با حكومت ها و تسليم نشدن براي او خوب روشن شد .
رضاي خدا، عنصر محوري مجاهدت ها و مبارزات معصومين (ع)
امّا درخصوص سالار شهيدان ، حسين بن علي بن أبيطالب كه همت او الهي بود ، سخني در تحف العقول آمده كه قبل از آن سخن ، بيان امير المؤمنين(ع) هست كه در نهج البلاغه آمده . اميرالمؤمنين به خدا عرض مي كند : پروردگارا ! تو مي داني تمام مبارزه هاي ما ، تمام مجاهدت هاي ما فقط براي رضاي تو بود: اللّهمّ نّك تعلم أنّه لم يكن الّذ ي كان م نّا منافسهً ف ي سلطان و لا الت ماس شيء م ن فضول الحطام (5). خدايا ! تو مي داني اين جهاد ما براي آن نبود كه ما به متاع دنيا دست پيدا كنيم ، به سلطنت برسيم و يك زندگي مرفّه و مترفي داشته باشيم و مانند آن ،بلكه تمام اينها براي اين بود كه: ل نري المعال م او ل نر ي المعال م م ن د ين ك وً نريد الصلاح ف ي ب لاد ك ل يأمن المظلومون م ن ع باد ك و تقام المعطّله م ن حدود ك (6). خدايا ! تمام اين قيام ها و مبارزه هاي ما براي آن بود كه نشانه هاي دين تو را ببينيم و به ديگران نشان بدهيم ؛ براي اين بود كه جامعه انساني و اسلامي و بندگان تو را اصلاح كنيم؛ امنيّت را به جامعه انساني ، أعم از مسلمان و غير مسلمان برگردانيم و حدود معطّل تو را هم اجرا كنيم .
در تحف العقول همين بيان از سالار شهيدان نقل شده است كه آن حضرت عرض مي كند : پروردگارا ! تو مي داني كه راز نهضت من اين نبود كه قيام بكنم ، پيروز بشوم ، به سلطنت برسم ، زندگي مرفّهي پيدا كنم . تمام تلاش هاي من براي اين بود كه: ل نر د المعال م م ن د ين ك . خودمان نشانه هاي دينت را ببينيم و وارد بشويم ، يا اراده معالم دين تو كنيم و در بين بندگان تو اصلاح كنيم ؛ أعم از مسلمان و غير مسلمان . ل يعمل فرائ ض دين ك و سننك و احكامك و ح كمك . واجب هاي دين تو ، مستحبات دين تو ، معارف دين تو عمل بشود ؛ بعد آنگاه اضافه مي كند ،اين جمله در تحف العقول هست و در نهج البلاغه نيست ؛ عرض مي كند : خدايا ! من فقط براي اينكه دينم را بفهمم و اجرا كنم و براي اينكه جامعه را به دين آشنا كنم و حدود و فرائض و سنن تو را پياده كنم، قيام كرده ام .
آنگاه به مردم خطاب كرد ، فرمود : نّكم ا ن لم تنصرونا و تنص فونا قو ي الظّلمه عل يكم و عم لوا ف ي ا طفاء نور نب يّنا ، حسبنا الله عل يه توكّلنا و ل يه انبنا و ل يه المصير (7). به مردم خطاب كرد ، فرمود : اگر شما مرا ياري نكرديد ، ظالمان بر شما پيروز مي شوند و در خاموش كردن چراغ دين كوشش مي كنند؛ ولي خدا براي ما كافي است ، من بر خدا توكل كرده ام ، به سوي خدا مراجعه كرده ام ، چون بازگشت و صيرورت همه امور به سمت خداست . پس آن عناصر چهارگانه اي كه در سخنان رسول گرامي بود ؛ هم در بيانات نهج البلاغه علي(ع) آمده ، هم در بيانات سالار شهيدان در تحف العقول است .
سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) در ديدار با اقشار مختلف مردم ؛ دماوند ـ حسينيه احمد آباد؛ 13 / 3 / 1375
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) بحار الأنوار / 74 / 164 (2) الكافي / 2 / 163 (3) الكافي / 2 / 164 (4) بحار الأنوار / 74 / 164 (5) نهج البلاغه / خ 131 (6) همان/ با تلخيص (7) تحف العقول / 239 ـ با تلخيص
خوان حكمت روزهاي دوشنبه وپنج شنبه منتشر مي شود
|